درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آرشیو
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
تیر ۸٦
لینک دوستان
ماهی ها،شب ها می خوابند...
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0


لوگوی دوستان

نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
زخمیام٬زخمی سراپا٬می شناسیدم؟
بـــا شما طـیکردهام راه درازی را
خسته هستم٬خسته٬آیا می شناسیدم؟
راه ششصد ســاله ای از دفتر "حافظ"
تا غزل های شما،ها!می شناسیدم؟
این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده است
من همان خورشیدم اما،می شناسیدم؟
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا،می شناسیدم؟
میشناسد چشمهایم چهرههاتان را
همچنانی که شماها می شناسیدم!
این چنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا،می شناسیدم!
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا٬می شنـاسیدم!
اصل من بودم٬بهانه بود و فرعی بود
عشق "قیس" و حسن "لیلا"٬می شناسیدم؟
در کف "فرهـاد" تیشه من نهادم،من!
من بریدم "بیستون" را٬می شناسیدم؟
مسخ کرده چهرهام را گرچه این ایام
با همین دیدار حتی می شنـاسیدم!
من همانم٬آشنای سالهای دور
رفتهام از یادتان؟!یا می شناسیدم؟!
...