یک پنجره برای شنیدن

درد می کشیم...

با پیچ و تاب پیکرمان درد می کشیم
رودیم و روی بسترمان درد می کشیم
تلخیم و با نواده ی تاکان برادریم
دردیم و بی برادرمان درد می کشیم
مستیم و از سخاوت مستانه بی نصیب
جامیم و با لب تـرمان درد می کشیم
سردار و بی سریم که بیدار و سربدار
با سر نه با سراسرمان درد می کشیم
زهرش، اگر ببخشدمان جام، می خوریم
نازش، اگر کشد برمان درد، می کشیم
ما بیدلان مست دل از دست داده ایم
بی دلستان و دلبرمان درد می کشیم

...